۷-۱۰-۱۳۸۷, ۰۵:۳۰ عصر
صفحات: 1 2
۷-۱۰-۱۳۸۷, ۰۶:۴۲ عصر
من فقط از خدا و مرگ می ترسم!
۷-۱۰-۱۳۸۷, ۰۶:۵۱ عصر
من از اين كه رو بلندي وايسم مي ترسم ولي از اين كه ازش ببرم خوشم مي اد
۷-۱۰-۱۳۸۷, ۱۱:۲۱ عصر
من از همه ی جونور ها می ترسم ولی....
از آدم ها بیشتر از هر چیزی می ترسم!!!
از آدم ها بیشتر از هر چیزی می ترسم!!!
۷-۱۱-۱۳۸۷, ۰۳:۲۵ عصر
من از کوسه می ترسم
۷-۱۱-۱۳۸۷, ۰۳:۳۶ عصر
سوكس (سوسك) ، نااميدي ، بابام
۷-۱۱-۱۳۸۷, ۰۳:۴۲ عصر
خودم...
کل جونورا به جز مورچه!
گاهی وقتام خدا وقتی که کار بدی کرده باشم!
کل جونورا به جز مورچه!
گاهی وقتام خدا وقتی که کار بدی کرده باشم!
۷-۱۱-۱۳۸۷, ۰۳:۴۷ عصر
من از مارمولک(چندش)بدم میاد ولی ترس نه.از چاقو خردن هم میترسم و دیگه هیچی.
۷-۱۱-۱۳۸۷, ۰۳:۵۲ عصر
(۷-۱۱-۱۳۸۷ ۰۳:۳۶ عصر)Yadmin نوشته : [ -> ]سوكس (سوسك) ، نااميدي ، بابام
ببخشيد ولي بد ترين چيز براي يه پسر از سوسك ترسيدنه چون همه ي افتخار مردها و پسرها موقعي كه كم ميارن اينه كه مي گن همه ي خانوما از سوسك ميترسن ولي ما كه نمي ترسيم.......(ابروي هر چي پسره رفت
)دلم براي بابات خيلي سوخت.دلم مي خواد بچه ي خودت يه روز بياد بگه ازت مي ترسه......دلم خنك شه.اگه ايشون ترسناك بودن شما به جاي اين كه ساعت ها بياي پاي كامپيوتر تو اين سايت،بايد ساعت ها ازشون با كمربند كتك مي خوردي...

۷-۱۲-۱۳۸۷, ۱۲:۱۵ صبح
اگه میگفتی از چی نمیترسی راحت تر میتونستم جواب بدم!!!!!!!!!!!!!!!!!
از تمام جونورا حتی مورچه!!!!!!!!!!!!!!!!!
از تمام جونورا حتی مورچه!!!!!!!!!!!!!!!!!
۷-۱۲-۱۳۸۷, ۰۵:۲۸ صبح
یه خورده از آینده و بقیه اش از خدا ...
بابا منظورش این نیست که از سوسک می ترسه منظورش اینه که خیلی چندشش میشه . تو حالت خوبه !!!!!
در ضمن اون ابرویی که با اینها بره همون بهتر که بره...
بابا منظورش این نیست که از سوسک می ترسه منظورش اینه که خیلی چندشش میشه . تو حالت خوبه !!!!!
در ضمن اون ابرویی که با اینها بره همون بهتر که بره...
۷-۱۲-۱۳۸۷, ۱۲:۰۹ عصر
من نمی دونم چرا ولی از هیچی نمی ترسم(سوسک ،گودزیلا،آیدا،مرگ و...) و اینکه می گن باید از خدا بترسی نمی دونم چرا،نمی تونم از خدا بترسم آخه خیلی مهربونه....
البته ترس آنی دارم چون احساس ترس یک احساس طبیعیه و به منزله ی اخطاریه که به تو داده می شه ولی بعد تو می تونی بهش غلبه کنی..!
البته ترس آنی دارم چون احساس ترس یک احساس طبیعیه و به منزله ی اخطاریه که به تو داده می شه ولی بعد تو می تونی بهش غلبه کنی..!
۷-۱۲-۱۳۸۷, ۰۳:۱۸ عصر
اندرومدا جان من حالم خوبه.ولي وقتي يه نفر تو اين تاپيك مي نويسه سوسك دقيقا يعني از سوسك مي ترسه.
(ديگه نبينم از كسي كه از سوسك مي ترسه دفاع كني.....حالا اون ابرو رو فاكتور بگيريم....)
(ديگه نبينم از كسي كه از سوسك مي ترسه دفاع كني.....حالا اون ابرو رو فاكتور بگيريم....)
۷-۱۲-۱۳۸۷, ۰۷:۲۱ عصر
(۷-۱۲-۱۳۸۷ ۱۲:۰۹ عصر)baran22 نوشته : [ -> ]من نمی دونم چرا ولی از هیچی نمی ترسم(سوسک ،گودزیلا،آیدا،مرگ و...) و اینکه می گن باید از خدا بترسی نمی دونم چرا،نمی تونم از خدا بترسم آخه خیلی مهربونه....باران بشین از همین الان دعا کن فردا یه بلایی سرت بیاد نیای مدرسه....که من نبینمت وگرنه از آیدا ترسیدن رو بهت نشون میدم.....دوستان ببخشید بقیه ی حرفا سانسور شد
البته ترس آنی دارم چون احساس ترس یک احساس طبیعیه و به منزله ی اخطاریه که به تو داده می شه ولی بعد تو می تونی بهش غلبه کنی..!


آخه ببین بقیه چه قدر با هم خوبن....نمی ذاری دیگه....

۷-۱۲-۱۳۸۷, ۱۰:۰۷ عصر
(۷-۱۲-۱۳۸۷ ۰۷:۲۱ عصر)aida نوشته : [ -> ](۷-۱۲-۱۳۸۷ ۱۲:۰۹ عصر)baran22 نوشته : [ -> ]من نمی دونم چرا ولی از هیچی نمی ترسم(سوسک ،گودزیلا،آیدا،مرگ و...) و اینکه می گن باید از خدا بترسی نمی دونم چرا،نمی تونم از خدا بترسم آخه خیلی مهربونه....باران بشین از همین الان دعا کن فردا یه بلایی سرت بیاد نیای مدرسه....که من نبینمت وگرنه از آیدا ترسیدن رو بهت نشون میدم.....دوستان ببخشید بقیه ی حرفا سانسور شد
البته ترس آنی دارم چون احساس ترس یک احساس طبیعیه و به منزله ی اخطاریه که به تو داده می شه ولی بعد تو می تونی بهش غلبه کنی..!
آخه ببین بقیه چه قدر با هم خوبن....نمی ذاری دیگه....
نه بابا ما هم سانسور كرديم به خدا.همين اندرومدا رو ببين چه جوري حرف حسابي زديم بش برخورده،پاچمون رو سرويس كرده
....(تازه ما دو تا خير سرمون اند رفيقيم فابريك ،يا لااقل من اين جوري فكر مي كنم.)خلاصه............هي هي ،چي بگم خواهر .......نه روزگار وفا مي كنه نه اندرومدا نه.......
)صفحات: 1 2